تبلیغات
«هوالجمیل» - کویر انتهای زمین است
1391/05/22

کویر انتهای زمین است

   نوشته شده توسط: مهدی    

کویر انتهای زمین است٬ پایان سرزمین حیات است.

در کویر گویی به مرز عالم دیگر نزدیکیم و از آن است که ماوراءالطبیعه را  که همواره فلسفه از آن سخن میگوید و مذهب بدان میخواند .در کویر به چشم می توان دید ٬می توان احساس کرد و از آن است که پیامبران همه از اینجا برخاسته اند و به سوی شهرها و آبادیها آمده اند و«در کویر خدا حضور دارد»این شهادت را یک نویسندهء رومانیایی داده است که برای شناخت محمد(ص ) و دیدن صحرایی که آواز پر جبرئیل همواره در زیر غرفهء بلند آسمانش به گوش می رسد و حتی درختش ٬ غارش ٬کوهش٬هر صخرهء سنگش و سنگریزه‌اش آیات وحی را بر لب دارد و زبان گویای خدا می شود ٬ به صحرایعربستان آمده است و عطر الهام را در فضای اسرار آمیز آن استشمام کرده است .در کویر  بیرون از دیوار خانه ٬ پشت حصار ده ٬ دیگر هیچ نیست.صحرای بیکرانهء عدم است٬ خوابگاه مرگ و جولانگاه هول. راه ٬ تنها به سوی آسمان باز است.آسمان کشور سبز آرزوها٬چشمهء مواج و  زلال نوازشها ٬ امیدها و...انتظار، انتظار... سرزمین آزادی ٬ نجات ٬ جایگاه بودن و زیستن٬آغوش خوشبختی ٬نزهتگه ارواح پاک ٬ فرشتگان معصوم،میعادگاه انسانهای خوب٬از آن پس که از این زندان خاکی و زندگی رنج بند و شکنجه گاه و درد ٬ با دستهای مهربان مرگ ٬ نجات یابد....آسمان کویر این نخلستان خاموش و پرمهتابی که هرگاه مشت خونین و بی تاب قلبم را در زیر بارانهای غیبی سکوتش می‌گیرم و نگاه‌های اسیرم را همچون پروانه های شوق در زیر این مزرع سبز آن دوست شاعرم  رها می‌کنم ٬ ناله های گریه آلود آن روح دردمند و تنها را می‌شنوم.ناله‌های گریه آلود آن امام راستین و بزرگم را که همچون این شیعهء گمنام و غریبش در کنار آن مدینهء پلید و در قلب کویر بی فریاد سر در حلقوم چاه میبرد و می‌گریست....

نیمه شب آرام تابستان بود و من هنوز کودکی هفت هشت ساله . آن سال٬ تمام تابستان را در ده ماندیم که شهریور سیصد و بیست بود و آن «سه یار غمخوار بشریت» کشور را از هر سو اشغال کرده بودند و پدرم ما را گذاشت و به استقبال حوادث٬ خود تنها به شهر رفت تا ببیند چه خواهد شد...آن شب من نیز خود را بر روی بام خانه گذاشته بودم و به نظارهء آسمان رفته بودم . گرم تماشا و غرق در این دریای سبز معلقی که بر آن  مرغان الماس پر ٬ستارگان زیبا و خاموش٬تک تک از غیب سر میزنند و دسته دسته به بازی افسون کاری شنا می کنند. آن شب نیز ماه ٬با تلآلوء پرشکوهش که تنها لبخند نوازشی است که طبیعت بر چهرهء نفرین شدگان کویر می نوازد از راه رسید و گل‌های الماس شکفتند و قندیل زیبای پروین  که هر شب دست ناپیدای الهه ای آن را از گوشهء آسمان٬آرام آرام به گوشه ای دیگر می برد سر زد و آن جادهء روشن و خیال انگیزی که گویی ٬ یک راست به ابدیت می پیوندد:« شاهراه علی»،«راه مکه».

که بعدها دبیرانم خندیدند که:نه جانم ٬«کهکشان»٬ و حال می‌فهمم که چه اسم زشتی ٬کهکشان یعنی جایی که از آنجا کاه می‌کشیده‌اند و اینها هم کاه‌هایی است که بر راه ریخته است ٬شگفتا که نگاه های لوکس مردم آسفالت نشین شهر٬آن را کهکشان می بینند و دهاتی های کاهکش کویر ٬شاهراه علی ٬ راه کعبه٬ راهی که علی از آن به کعبه میرود٬و تعبیر پنهان است تماشا کنید. فرو می رود ٬ تیر فرشتگان نگهبان ملکوت خداوند در بارگاه آسمانیش که هر گاه شیطان و دیوان همدستش می کوشند به حیله٬ گوشه ای از شب را بشکافند و به آنجا که قداست اهورائیش را گام هیچ پلیدی نباید بیالاید و نامحرم را در آن راهی نیست٬ سرکشند  تا رازی را که عصمت عظیمش نباید در کاسهء این فهم های پلید ریزد ٬ دزدانه بشنوند ٬ پرده داران حرم ستر عفاف ملکوت آنها را با این شهاب های آتشین می زنند و به سوی کویر می رانند.و بعدها معلمان و دانایان شهر خندیدند که: نه٬ جانم٬ اینها  سنگهای اند بازماندهءکراتی خرابه و درهم ریخته که چون با سرعت به طرف زمین می افتند از تماس با جو آتش می‌گیرند و نابود می گردند...و چنین بود که هر سال که یک کلاس بالاتر می رفتم و به کویر برمیگشتم ٬از آن همه زیبایی‌ها و لذت‌هاو نشئه های سرشار از شعر و خیال و عظمت و شکوه و ابدیت پر از قدس و چهره های پر از«ماوراء»محروم تر  می‌شدم٬ تا امسال که رفتم دیگر سر به آسمان بر نکردم و همه چشم در زمین که اینجا  می توان چند حلقه چاه عمیق زد و آنجا می شود چغندرکاری کرد. و دیدار ها همه بر خاک بود و سخن ها همه از خاک، که آن عالم پر از شگفتی و راز ٬ سرایی سرد و بی روح شد.ساختهء چند عنصر٬و آن باغ پر از گل های رنگین و معطر شعر و خیال و الهام و احساس که قلب پاک کودکانه ام  همچون پروانهء شوق در آن می پرید.در سموم سرد این عقل بی درد و بی دل پژمرد و صفای اهورایی آن همه زیبایی ها ٬ که درونم را پر از خدا می کرد٬به این علم عدد بین مصلحت اندیش آلود٬و آسمان فریبی آبی رنگ شد و الماس های چشمک زن و بازیگر ستارگان نه دیگر روزنه هایی بر سقف شب به فضای ابدیت ٬ پنجره هایی بر حصار عبوس غربت من . چشم در چشم آن خویشاوند تنهای من، که کراتی همانند و هم‌نژاد کویر و همزاد زمین و بدتر از کویر و ماه ٬ نه دیگر میعادگاه هر شب دلهای اسیر و چشمه سار زیبایی و رهایی و دوست داشتن ٬ که کلوخ تیپا خورده ای سوت و کور ومرگبار. و مهتاب کویر نه بارش وحی٬ تابش الهام٬دامان حریر الههء عشق ٬ گسترده در زیر سرهایی در گرو دردی٬انتظاری ٬ لبخند نرم و مهربان نوازشی بر چهرهء نیازمندی زندانی خاک٬دردمندی افتادهء کویر٬ که نوری بدلی بود وسایهء‌همان خورشید جهنمی و بی رحم روزهای کویر٬ دروغگو٬ ریاکار٬ ظاهرفریب...شکوه و تقوا و شگفتی و زیبایی شور انگیز طلوع خورشید را باید از دور دید. اگر نزدیکش رویم از دستش داده‌ایم؛ لطافت زیبای گل در زیر انگشت های تشریح می پژمرد.

 آه که عقل اینها را نمی‌فهمد.

منبع: کتاب کویر معلم انقلاب دکتر علی شریعتی

 

 


feet pain
1396/06/25 07:33 ب.ظ
Very nice article. I absolutely love this website.
Stick with it!
What causes the heels of your feet to burn?
1396/05/30 12:47 ب.ظ
Thanks for finally talking about >«هوالجمیل» - کویر انتهای
زمین است <Liked it!
Can you get taller with yoga?
1396/05/17 03:25 ب.ظ
May I simply just say what a relief to discover someone that
genuinely knows what they're talking about online.
You definitely know how to bring an issue to light and make it important.
More and more people must check this out and understand this side of the story.

It's surprising you're not more popular given that you definitely have the gift.
medapinneo.hatenablog.com
1396/05/13 05:59 ق.ظ
I seriously love your website.. Very nice colors &
theme. Did you develop this site yourself? Please reply back as I'm looking to create my own personal blog and
would like to learn where you got this from or just what
the theme is called. Kudos!
BHW
1396/01/24 07:29 ب.ظ
I'm not sure why but this blog is loading extremely slow for
me. Is anyone else having this problem or is it a problem on my end?
I'll check back later and see if the problem still exists.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
*

Making MusiC