تبلیغات
«هوالجمیل» - تناقض
1391/05/30

تناقض

   نوشته شده توسط: مهدی    

*************************************

از بس چیزهای متناقض دیده و حرفهای جور به جور شنیده ام و از بس كه دید چشمهایم روی سطح اشیاء مختلف سابیده شده.این قشر نازك و سختی كه روح پشت آن پنهان است،حالا هیچ چیز را باور نمیكنم.به ثقل و ثبوت اشیاء ، به حقایق آشكار و روشن همین الان هم شك دارم نمیدانم اگر انگشتانم را به هاون سنگی گوشه ی حیاطمان بزنم و از او بپرسم: آیا ثابت و محكم هستی،در صورت جواب مثبت،باید حرف او را باور بكنم یا نه. آیا من موجود مجزا و مشخص هستم؟ نمی دانم، ولی حالا كه در آینه نگاه كردم خودم را نشناختم.نه،آن«من»سابق مرده است،تجزیه شده،ولی هیچ سد و مانعی بین ما وجود ندارد.باید حكایت خودم را نقل بكنم ولی نمیدانم باید از كجا شروع كرد.سرتاسر زندگی قصه و حكایت است. باید خوشه ی انگور را بفشارم و شیره ی آن را قاشق قاشق در گلوی خشك این سایه ی پیر بریزم.


Why does it hurt right above my heel?
1396/06/28 02:33 ق.ظ
I was able to find good advice from your blog posts.
How do you treat Achilles tendonitis?
1396/05/30 10:41 ق.ظ
I need to to thank you for this great read!!
I certainly loved every bit of it. I have you bookmarked to look at new things you post…
hellenfeast.weebly.com
1396/05/13 06:18 ق.ظ
Wow that was odd. I just wrote an really long comment but
after I clicked submit my comment didn't show up. Grrrr...
well I'm not writing all that over again. Anyhow, just wanted to say superb blog!
BHW
1396/01/30 04:45 ق.ظ
These are really wonderful ideas in about blogging.

You have touched some good factors here. Any way keep up wrinting.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
*

Making MusiC